تبلیغات 
بازدید های امروز :
بازدید های دیروز :
كل بازدیدها :
كل مطالب :
كل نظرات :
ایجاد صفحه : - ثانیه
◊ وجه تسمیه برندهای معروف اتومبیل !!!!
◊ نمرات نهایی درس آزمایشگاه سیالات- نیمسال اول 89-1388
◊ Incredible Wildlife Photography
◊ نمرات درس آزمایشگاه سیالات- نیمسال اول 89-1388
◊ مقایسه درآمد مربیان حاضر در جام جهانی فوتبال 2010 با مربیان ایرانی !!!
◊ آنانی که وقتی هستند نیستند، وقتی که نیستند هستند ...
◊ What is the value of the second row?
◊ نقطه ی رنگ پریده ی آبی . . . این نقطه، زمین است!
◊ امت فاکس
◊ دوچرخه
◊ پذیرفته شدگان کارشناسی ارشد سال 1388 دانشکده
◊ نمرات نهایی درس آزمایشگاه سیالات -تابستان 88-1387
◊ فهرست اسامی امضا کنندگان بیانیه استادان دانشگاه صنعتی شریف
◊ بیانیه 125 استاد دانشگاه صنعتی شریف
◊ بهترین لحظات زندگی از نگاه چارلی چاپلین
◊ پذیرفته شدگان کارشناسی ارشد سال 1387 دانشکده
◊ نسخه جدید وبسایت انجمن دانش آموختگان دانشکده فنی و مهندسی گلپایگان
◊ ضیافت
پنجشنبه 8 بهمن 1388
پدر بزرگ، درباره چه می نویسید؟
درباره تو پسرم، اما مهمتر از آنچه می نویسم، مدادی است که با آن می نویسم. می خواهم وقتی بزرگ شدی، مثل این مداد بشوی.
پسرک با تعجب به مداد نگاه کرد و چیز خاصی در آن ندید:
اما این هم مثل بقیه مداد هایی است که دیده ام.
پدر بزرگ گفت: بستگی دارد چطور به آن نگاه کنی، در این مداد پنج صفت هست که اگر به دستشان بیاوری ، برای تمام عمرت با دنیا به آرامش می رسی !
صفت اول: می توانی کارهای بزرگ کنی، اما هرگز نباید فراموش کنی که دستی وجود دارد که هر حرکت تو را هدایت می کند. اسم این دست خداست، او همیشه باید تو را در مسیر اراده اش حرکت دهد.
صفت دوم: باید گاهی از آنچه می نویسی دست بکشی و از مداد تراش استفاده کنی. این باعث می شود مداد کمی رنج بکشد اما آخر کار، نوکش تیز تر می شود (و اثری که از خود به جا می گذارد ظریف تر و باریک تر) پس بدان که باید رنج هایی را تحمل کنی، چرا که این رنج باعث می شود انسان بهتری شوی.
صفت سوم: مداد همیشه اجازه می دهد برای پاک کردن یک اشتباه، از پاک کن استفاده کنیم. بدان که تصحیح یک کار خطا، کار بدی نیست، در واقع برای اینکه خودت را در مسیر درست نگهداری، مهم است.
صفت چهارم: چوب یا شکل خارجی مداد مهم نیست، زغالی اهمیت دارد که داخل چوب است. پس همیشه مراقب باش درونت چه خبر است.
و سر انجام پنجمین صفت مداد: همیشه اثری از خود به جا می گذارد. پس بدان هر کار در زندگی ات می کنی، ردی به جا می گذارد و سعی کن نسبت به هر کار می کنی، هشیار باشی وبدانی چه می کنی …

سه شنبه 6 بهمن 1388
چهارشنبه 30 دی 1388
دوشنبه 28 دی 1388
پنجشنبه 24 دی 1388
یکشنبه 13 دی 1388
مقایسه درآمد مربیان حاضر در جام جهانی فوتبال 2010 با مربیان ایرانی نشان میدهد كه بسیاری از مربیانی كه توانستهاند در مهمترین رویداد جهان حضور دستمزدی كمتر از ایرانیها میگیرند.
در سالهای اخیر پای مربیان بومی و غیر بومی زیادی به لیگ و تیم های ملی فوتبال ایران باز شده كه از سطح دستمزد زیادی در كنار حواشی فراوان برخوردار بوده اند؛ اما بازدهی فنی كافی و متناسب با ارقامی كه دریافت كرده اند، نداشته اند.
در واقع یكی از عوامل اساسی عدم حضور در مراحل عالی باشگاهی قاره و عدم موفقیت در پیكارهای بین المللی ملی همچون جام ملتها، جام جهانی و ... بخاطر نبود كارایی فنی لازمه مربیان و كادر رهبری بوده است.
از این جهت هزینههای گزافی بابت مربیانی گمنام پرداخت شده است كه بدون مطالعه كافی پروژه استخدامشان شكل گرفته است.
این حقیقت تلخ در بیشتر موارد در مورد مربیان ناتوان داخلی نیز اعمال و اجرا شده است كه متاسفانه چنین سرمایه گذاریهای به نقطه ای روشن منتهی نشده است.

جدولی مهم و بیانگر واقعیات پنهان
با در نظر گرفتن نكته مهم فوق چند روز قبل از سوی یكی از سایت های آماری فوتبال جهان، فهرستی منتشر شد كه بیان گر خیلی از نكات و حقایق پنهان بود. این فهرست به حقوق و سطح دستمزد سالیانه 32 مربی تعلق دارد كه توانستند تیم كشورشان را از مراحل دشوار مقدماتی به جام جهانی برسانند. مربیانی همچون فابیو كاپلو، مارچلو لیپی، یواخیم لو و ... كه بالاترین رقم دستمزد را دارند.
همچنین گروه دیگری كه از دستمزدهای بسیار كمتری برخوردار هستند و كارایی بالا دارند.
كاپلو، گرانتر از همه
فابیو كاپلو كه از اوایل سال 2008 هدایت انگلیس را به جای استیو مك لارن برعهده گرفت و تحول شگرفی در این تیم ایجاد كرد، در بین مربیانی كه در رقابتهای 2010 آفریقایجنوبی حضور دارند، بالاترین سطح دستمزد سالیانه را داراست.
مربی ایتالیایی پیشین تیم های آ.ث میلان، رئال مادرید و ... كه در مدت حضورش مولفههای تازهای را وارد بازی تیم انگلیس كرده است، از فدارسیون فوتبال متبوع خود 8 میلیون و 800 هزار یورو دستمزد خالص دریافت می كند كه حدود 13 میلیارد تومان می شود.
پس از این مربی در فهرست یاد شده، باز هم یك مربی ایتالیایی دیگر در رتبه دوم حضور دارد زیرا مارچلو لیپی، سرمربی تیم ملی ایتالیا و كسی كه توانست تیم كشورش را به مقام قهرمانی جام جهانی 2002 برساند، صاحب درآمدی بالا است.
البته میزان حقوق وی اگر چه به حد و اندازه كاپلو نمی رسد؛ ولی آنقدر است كه او را در مرتبه دوم در این فهرست جای می دهد. بر اساس آمار موجود لیپی مطابق قرارداد موجود 3 میلیون یورو خالص در سال از عالی ترین سازمان فوتبال سرزمین لاجوردی پوشان دریافت می كند.
یك آلمانی در مكان سوم
در رتبه سوم این فهرست یواخیم لو ،سرمربی تیم ملی آلمان جای می گیرد. این مربی 49 ساله كه تا زمان جام جهانی 2006 نقش دستیار یورگن كلینزمان، سرمربی وقت ژرمنها را برعهده داشت و در نقش "خط دهنده تاكتیكی و تكنیكی " در كنار او فعالیت می كرد، اینك نبوغ و توان خود در قالب سرمربی تیم كشورش با رساندن به جام جهانی و كسب عنوان نایب قهرمانی 2008 اروپا، عیان كرده است.
32 مربی آفریقایجنوبی 2010 چقدر حقوق می گیرند؟
فهرست جدول دستمزد سالیانه 32 مربی حاضر در مرحله نهایی جام جهانی به این ترتیب است:
.1 فابیو كاپلو - سرمربی ایتالیایی تیم ملی انگلیس: 8 میلیون و 800 هزار یورو
2. مارچلو لیپی- سرمربی تیم ملی ایتالیا: 3 میلیون یورو
3. یواخیم لو- سرمربی تیم ملی آلمان : 2 میلیون و 500 هزار یورو
4. برت فان مارویك- سرمربی تیم ملی هلند:یك میلیون و 800 هزار یورو
5. اوتمار هیتسفلد-سرمربی تیم ملی سوئیس: یك میلیون و 750 هزار یورو
6. ویسنته دلبوسكه- سرمربی تیم ملی اسپانیا: یك میلیون و 500 هزاریورو
7. كارلوس كوییرز-سرمربی تیم ملی پرتغال: یك میلیون و 350 هزار یورو
8. پیم وربیك- سرمربی هلندی تیم ملی استرالیا: یك میلیون و 200 هزار یورو
9. كارلوس آلبرتوپریرا- سرمربی برزیلی تیم ملی آفریقایجنوبی: یك میلیون و 200 هزار یورو
10. خاویر آخیره-سرمربی تیم ملی مكزیك: یك میلیون و 200 هزار یورو
11. كارلوس دونگا- سرمربی تیم ملی برزیل:800 هزار یورو
12. دیگو مارادونا- سرمربی تیم ملی آرژانتین:.800 هزار یورو
13. تاكشی اوكادا-سرمربی تیم ملی ژاپن: 800 هزار یورو
14. ریكی هربرت- سرمربی تیم ملی نیوزیلند:800 هزار یورو
15. اتورههاگل- سرمربی تیم ملی یونان: 750 هزار یورو
16. پل لو گوئن-سرمربی تیم ملی كامرون: 650 هزار یورو
17. مارچلو بیلسا- سرمربی تیم ملی شیلی: 575 هزار یورو
18. ریمون دومنش- سرمربی تیم ملی فرانسه: 560 هزار یورو
19. وحید هلیل هودزیچ- سرمربی تیم ملی ساحل عاج: 505 هزاریورو
20. هوجونگ مو-سرمربی تیم ملی كره جنوبی 405:هزار یورو
21. مورتن اولسن-سرمربی تیم ملی دانمارك: 390 هزار یورو
22 . میلووان راجاواچ- سرمربی تیم ملی غنا: 365 هزار یورو
23. رادومیرآنتیچ- سرمربی تیم ملی صربستان: 305 هزار یورو
24. باب برادلی- سرمربی تیم ملی آمریكا: 275 هزار یورو
25. ماتیاكك- سرمربی تیم ملی اسلوونی: 245 هزار یورو
26. جراردو مارتینو- سرمربی تیم ملی پاراگوئه: 245 هزار یورو
27. راباح سعدان- سرمربی تیم ملی الجزایر: 245 هزار یورو
28. راینالدو روئدا- سرمربی تیم ملی هندوراس: 240 هزار یورو
29. ولادیمیر وایس- سرمربی تیم ملی اسلوواكی: 215 هزار یورو
30. اسكار تابارز- سرمربی تیم ملی اروگوئه: 205 هزار یورو
31. كیم جونگ هون- سرمربی تیم ملی كره شمالی: 170 هزار یورو
32. شیبو آمادو- سرمربی تیم ملی نیجریه: 125هزار یورو
مقایسهای ساده میان مربیان وطنی و بیگانه
یكی از نكاتی جنجالی و پرهیاهو كه در هر فصل فوتبال باشگاهی ایران جلب توجه می كند بحث قرارداد مربیان، بویژه سطح دستمزدهای آنان است كه رقم گزافی است.
ارقامی كه در این زمینه در مطبوعات منتشر می شود، آنقدر گزاف است كه گاه به 400 و 500 میلیون و حتی بیشتر نیز می رسد. مربیانی كه اگرچه بومی هستند و به راحتی بدون نیاز به مترجم، برخلاف مربیان نازل وارداتی خارجی می توانند با شاگردان خود در تماس باشند؛ اما متاسفانه به علت بضاعت اندك فنی، از بازدهی كافی برخوردار نبوده و در واقع یكی از علل پسرفت فوتبال ایران را شامل شده اند.
در حالی كه جدول فوق مشخص می كند مربیانی با قابلیتهای فنی بالا كه تیم تحت رهبری خود را به مرحله نهایی عالیترین و برجسته ترین رقابتهای فوتبال دنیا همچون جام جهانی رسانده اند، با "ادعا "و "حواشی " بسیار كمتر ، سطح دستمزد برابر و یا حتی پایین تری دارند.
مربیانی نامدار و پرافتخار، ارزان تر از وطنی ها
براین اساس مربیانی همچون مورتن اولسن، میلوان راجوواچ، رادومیر آنتیچ، باب برادلی، ماتیا كك، جراردو مارتینو، راباح سعدان، راینالدو رئودا، ولادیمیر وایس، اسكار تابارز، كیم جونگ هون و شیبو آمادو همسطح و كمتر از همتایان ایرانی دستمزد می گیرند.
در این میان مربی همچون ریمون دومنش كه تیم ملی فرانسه را به مقام نایب قهرمانی جهان رسانده و اینك دومین حضور خود را در جام جهانی تجربه می كند، رقمی فراتر از حد و اندازه یك مربی ایرانی حقوق ندارد.

چهارشنبه 25 آذر 1388
روزی روزگاری اهالی یک دهکده تصمیم گرفتند تا برای نزول باران دعا کنند، در روز موعود همه مردم برای مراسم دعا در محلی جمع شدند و تنها یک دختر بچه با خودش چتر آورده بود ! ...
------------ --------- --------- --------- --------

خانم اسکاول شین هم در این باره جمله معروفی دارد:
به هنگام دعا مانند طفل معصومی باش که بی هیچ چشمداشتی اجابت خواسته اش را باور دارد.
اکثر اوقات ما چیزی را دعا می کنیم یا خواسته ای را دنبال می کنیم اما بی آنکه خود بفهمیم خلاف آنرا هم تصور کرده و آنرا جذب می کنیم یا گاهی ترس از نشدن کاری را داریم که احساس و هیجان منفی مربوط به آن همان ناخواسته را برای ما مهیا می کند.
یکشنبه 8 آذر 1388
دکتر شریعتی انسان ها را به چهار گروه زیر دسته بندی کرده است :
دسته اول
آنانی که وقتی هستند هستند، وقتی که نیستند هم نیستند
عمده آدمها. حضورشان مبتنی به فیزیک است. تنها با لمس ابعاد جسمانی آنهاست که قابل فهم میشوند. بنابراین اینان تنها هویت جسمی دارند.
دسته دوم
آنانی که وقتی هستند نیستند، وقتی که نیستند هم نیستند
مردگانی متحرک در جهان. خود فروختگانی که هویت شان را به ازای چیزی فانی واگذاشتهاند. بیشخصیتاند و بیاعتبار. هرگز به چشم نمیآیند. مرده و زندهشان یکی است.
دسته سوم
آنانی که وقتی هستند هستند، وقتی که نیستند هم هستند
آدمهای معتبر و با شخصیت. کسانی که در بودنشان سرشار از حضورند و در نبودنشان هم تاثیرشان را میگذارند. کسانی که همواره به خاطر ما میمانند. دوستشان داریم و برایشان ارزش و احترام قائلیم.
دسته چهارم
آنانی که وقتی هستند نیستند، وقتی که نیستند هستند
شگفتانگیزترین آدمها. در زمان بودشان چنان قدرتمند و با شکوهاند که ما نمیتوانیم حضورشان را دریابیم، اما وقتی که از پیش ما میروند نرم نرم آهسته آهسته درک میکنیم. باز میشناسیم. میفهمیم که آنان چه بودند. چه میگفتند و چه میخواستند. ما همیشه عاشق این آدمها هستیم. هزار حرف داریم برایشان. اما وقتی در برابرشان قرار میگیریم قفل بر زبانمان میزنند. اختیار از ما سلب میشود. سکوت میکنیم و غرقه در حضور آنان مست میشویم و درست در زمانی که میروند یادمان میآید که چه حرفها داشتیم و نگفتیم. شاید تعداد اینها در زندگی هر کدام از ما به تعداد انگشتان دست هم نرسد.
پنجشنبه 5 آذر 1388
|
What is the value of the second row?
|
چهارشنبه 4 آذر 1388
به رودهای خون که توسط امپراتوران و ژنرالها بر زمین جاری شده، البته با عظمت و فاتحانه بیندیشید. این خونریزان، اربابان لحظاتی از قسمت کوچکی از این نقطه بودهاند.
بخش هایی از کتاب «کارل ساگان»، ستارهشناس آمریکایی:
دوباره به این نقطه نگاه کنید. همین جاست. خانه اینجاست. ما اینجاییم. تمام کسانی که دوستشان دارید، تمام کسانی که میشناسید، تمام کسانی که تا به حال چیزی در موردشان شنیدهاید، تمام کسانی که وجود داشتهاند، زندگیشان را در اینجا سپری کردهاند. برآیند تمام خوشیها و رنجهای ما در همین نقطه جمع شده است.
این عکسی است که فضاپیمای «وویجر» از زمین گرفته است. عکسی که زمین را در فضای بیکران نشان میدهد.
هزاران مذهب، ایدئولوژی و دکترین اقتصادی که آفرینندگانشان از صحت آنها کاملا مطمئن بودهاند، تمامی شکارچیان و صیادان، تمامی قهرمانان و بزدلان، تمامی آفرینندگان و ویرانکنندگان تمدن، تمامی پادشاهان و رعایا، تمامی زوجهای عاشق، تمامی پدران و مادران، کودکان امیدوار، مخترعان و مکتشفان، تمامی معلمان اخلاق، تمامی سیاستمداران فاسد، تمامی «ابرستارهها» تمامی رهبران کبیر، تمامی قدیسان و گناهکاران در تاریخ گونه ما آنجا زیستهاند؛ در این ذره غبار که در فضای بیکران در مقابل اشعه خورشید شناور است. زمین ذرهای خرد در برابر عظمت جهان است. به رودهای خون که توسط امپراتوران و ژنرالها بر زمین جاری شده، البته با عظمت و فاتحانه بیندیشید. این خونریزان، اربابان لحظاتی از قسمت کوچکی از این نقطه بودهاند. به بیرحمیهای بیپایانی که ساکنان گوشهای از این نقطه، توسط ساکنان گوشه دیگر (که از این فاصله نمیتوان آنها را از هم بازشناخت) متحمل شدهاند.
بیندیشید چقدر اینان به کشتن یکدیگر مشتاقند، چقدر با حرارت از یکدیگر متنفرند. تمامی شکوه و جلال ما، تمامی حس خودمهمبینی بیپایان ما، توهم اینکه ما دارای موقعیت ممتاز در پهنه گیتی هستیم، به واسطه این عکس به چالش کشیده میشود. سیاره ما لکهای گمشده در تاریکی کهکشانهاست. در این تیرگی عظمت بیپایان هیچ نشانهای از اینکه کمکی از جایی میرسد تا ما را از شر خودمان در امان نگاه دارد، دیده نمیشود.
زمین تنها جای شناخته شده است که قابلیت زیست دارد. هیچ جایی نیست؛ حداقل در آینده نزدیک که گونه بشر بتواند مهاجرت کند. مشاهدات، بله؛ استقرار، هنوز نه. خوشتان بیاید یا نه، زمین تنها جایی است که میتوانیم روی پایمان بایستیم. گفته شده که فضانوردی تجربهای است شخصیتساز که فرد را فروتن میسازد. شاید هیچ تصویری بهتر از این، غرور ابلهانه و نابخردانه نوع بشر را در دنیای کوچکش به نمایش نگذارد. برای من این تصویر تأکیدی است بر مسئولیت ما در جهت برخورد مهربانانهتر با یکدیگر و سعی در گرامیداشتن و حفظ کردن این نقطه آبی کمرگ؛ تنها خانهای که تاکنون شناختهایم.
An Excerpt from A Pale Blue Dot
by Carl Sagan
Co-founder of The Planetary Society
1994
|
|
This excerpt from A Pale Blue Dot was inspired by an image taken, at Sagan's suggestion, by Voyager 1 on February 14, 1990. As the spacecraft left our planetary neighborhood for the fringes of the solar system, engineers turned it around for one last look at its home planet. Voyager 1 was about 6.4 billion kilometers (4 billion miles) away, and approximately 32 degrees above the ecliptic plane, when it captured this portrait of our world. Caught in the center of scattered light rays (a result of taking the picture so close to the Sun), Earth appears as a tiny point of light, a crescent only 0.12 pixel in size.
Look again at that dot. That's here. That's home. That's us. On it everyone you love, everyone you know, everyone you ever heard of, every human being who ever was, lived out their lives. The aggregate of our joy and suffering, thousands of confident religions, ideologies, and economic doctrines, every hunter and forager, every hero and coward, every creator and destroyer of civilization, every king and peasant, every young couple in love, every mother and father, hopeful child, inventor and explorer, every teacher of morals, every corrupt politician, every "superstar," every "supreme leader," every saint and sinner in the history of our species lived there--on a mote of dust suspended in a sunbeam.
The Earth is a very small stage in a vast cosmic arena. Think of the rivers of blood spilled by all those generals and emperors so that, in glory and triumph, they could become the momentary masters of a fraction of a dot. Think of the endless cruelties visited by the inhabitants of one corner of this pixel on the scarcely distinguishable inhabitants of some other corner, how frequent their misunderstandings, how eager they are to kill one another, how fervent their hatreds.
Our posturings, our imagined self-importance, the delusion that we have some privileged position in the Universe, are challenged by this point of pale light. Our planet is a lonely speck in the great enveloping cosmic dark. In our obscurity, in all this vastness, there is no hint that help will come from elsewhere to save us from ourselves.
The Earth is the only world known so far to harbor life. There is nowhere else, at least in the near future, to which our species could migrate. Visit, yes. Settle, not yet. Like it or not, for the moment the Earth is where we make our stand.
It has been said that astronomy is a humbling and character-building experience. There is perhaps no better demonstration of the folly of human conceits than this distant image of our tiny world. To me, it underscores our responsibility to deal more kindly with one another, and to preserve and cherish the pale blue dot, the only home we've ever known.
-- Carl Sagan, Pale Blue Dot, 1994