تبلیغات
۩ سخن دوست ۩
 
درباره وبلاگ


وشخصی، رزشی,اجتماعی و سیاسی, سرگرمی,تفریح,آموزش,شعر و ادبیات

مدیر وبلاگ : فرزاد رحیمی
مطالب اخیر
نویسندگان
نظرسنجی
به نظر شما مطالب این وبلاگ بیشتر شامل چه موضوعاتی باشد ؟








جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
۩ سخن دوست ۩
شخصی، ورزشی,اجتماعی و سیاسی, سرگرمی,تفریح,آموزش,شعر و ادبیات




                                            

جام جم آنلاین: مدیرکل امور پژوهشی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری با تشریح سهم ایران از تولید علم جهانی طی ۶ سال گذشته خبر داد و گفت: در حال حاضر در زمینه تولید علم از کشورهای مصر، عربستان و پاکستان جلو افتادیم اما از ترکیه همچنان عقب تر هستیم.

فیروز بختیاری نژاد در گفتگو با مهر در تشریح وضعیت تولید علم ایران با بیان اینکه ایران به جایگاه تولید یک درصد از علم جهان رسید ، گفت: تولید علم ایران در انتهای ۲۰۰۹ میلادی ۱۷۰۰۰ و تولید علم جهانی یک میلیون و ۶۷۰ هزار است به این ترتیب ایران در سال ۱۳۸۹ برای اولین بار توانست یک درصد علم دنیا را تولید کند.

بختیاری نژاد میزان تولید علم ایران در سال ۸۴ را ۰٫۳ درصد تولید علم جهانی، در سال ۸۵ برابر ۰٫۴ درصد، در سال ۸۶ برابر  ۰٫۵ ، در سال ۸۷ برابر ۰٫۷ درصد و در سال ۸۸ برابر ۰٫۸ درصد تولید علم جهانی اعلام کرد و افزود: برنامه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری این است که تا پایان برنامه پنجم توسعه یعنی تا پایان سال ۱۳۹۳ تولید علم ایران به دو درصد تولید علم جهانی و تا پایان چشم انداز ۲۰ ساله نظام یعنی تا سال ۱۴۰۴ این میزان به ۴٫۵ درصد برسد.

سال سهم ایران از تولید علم جهانی (درصد)
۱۳۸۴ ۰٫۳
۱۳۸۵ ۰٫۴
۱۳۸۶ ۰٫۵
۱۳۸۷ ۰٫۷
۱۳۸۸ ۰٫۸
۱۳۸۹ ۱

مدیرکل امور پژوهشی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری خاطرنشان کرد: برای اینکه ۴٫۵ درصد تولید علم جهان توسط ایران صورت گیرد باید در سال ۱۴۰۴ برابر ۹۶۰۰۰ اثر بدیع علمی که جهان قبول می کند را تولید کنیم که این اثر بدیع جهانی معمولا مقالاتی است که در پایگاه استنادی بین المللی ثبت می شود لذا وزارت علوم، تحقیقات و فناوری باید بتواند پژوهش را هدایت کند تا به این جایگاه برسیم و به نظر می رسد رسیدن به آن یک امر قابل دسترس است.

بختیاری نژاد با پیش بینی اینکه علم جهان در سال ۱۴۰۴ به اندازه دو میلیون و ۱۵۰ هزار مقاله داشته باشد،گفت: برای اینکه در سال ۱۴۰۴، ۴٫۵ درصد تولید علم جهان توسط ایران صورت گیرد باید در پایان این سال برابر ۹۶ هزار مقاله علمی در پایگاه استنادی بین المللی ثبت کنیم.

وی درباره سرعت رشد تولید علم در ایران و دنیا نیز گفت: دنیا در زمینه افزایش اثرات بدیع علمی سالانه دو درصد رشد دارد و  متوسط رشد تولیدات علمی ایران از سال ۱۹۹۰ تا ۲۰۰۰ میلادی برابر ۲۳ درصد سالانه افزایش پیدا کرده است. از سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۱۰ نیز رشد تولیدات علمی ایران در حدود ۳۲ درصد بوده بنابراین متوسطی که در این زمینه برای کشورمان در نظر گرفته ایم تقریبا ۲۶ درصد است. اعتقاد داریم دستیابی به این ۲۶ درصد کاملا منطقی و قابل دسترس و امکان پذیر است.

مدیرکل امور پژوهشی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری با بیان اینکه رشد تولید علم ایران ۱۳ برابر جهانی است ، یادآور شد: تولید علم جهانی در ۱۰ سال گذشته ۲ درصد بوده و این میزان برای ایران ۲۶ درصد بوده است. فکر می کنیم در ۱۰ سال آینده حتما درصد تولید علم ایران به بیش از ۲۶ درصد می رسد و این درصد در دنیا نیز بیشتر از ۲ درصد نخواهد بود.

بختیاری نژاد با بیان اینکه قطعا در زمینه تولید علم می توانیم به برنامه چشم انداز ۲۰ ساله نظام دست پیدا کنیم گفت: در حال حاضر در زمینه تولید علم از کشورهای مصر، عربستان و پاکستان جلو افتادیم اما از ترکیه عقب هستیم. در پایان برنامه پنجم می توانیم به ترکیه برسیم و تا پایان چشم انداز ۲۰ ساله نظام قطعا از ترکیه جلوتر هستیم.

وی در مقایسه ایران با ترکیه در زمینه تولید علم تصریح کرد: ۱۷۰۰۰ مقاله از ایران در سال ۲۰۰۹ در پایگاه استنادی بین المللی ثبت شده است و ترکیه در انتهای سال ۲۰۰۹ برابر ۲۶۰۰۰ مقاله نمایه شده بین المللی داشته است. با این سرعت رشدی که ایران در تولید علم دارد پیش بینی می کنیم قطعا تا ۵ سال دیگر به ترکیه خواهیم رسید و در سال آخر چشم انداز ۱۴۰۴ حتما از ترکیه جلو خواهیم زد.





نوع مطلب :
برچسب ها :


جمعه 24 دی 1389 :: نویسنده : فرزاد رحیمی

شما یادتون میاد؟، وقتی سر کلاس حوصله درس رو نداشتیم، الکی مداد رو بهانه میکردیم بلند میشدیم میرفتیم گوشه کلاس دم سطل آشغال که بتراشیم!

 شما یادتون میاد؟، تیتراژ شروع برنامه کودک: اون بچه هه که دستشو میذاشت پشتش و ناراحت بود و هی راه میرفت، یه دفعه پرده کنار میرفت و مینوشت برنامه کودک و نوجوان با آهنگ وگ وگ وگ وگ وگ، وگ وگ وگ وگ وگ، وگ وگ وگ وگ وگ، وگ...

  شما یادتون میاد؟، بچه که بودیم وقتی میبردنمون پارک، میرفتیم مثل مظلوما می چسبیدیم به میله ی کنار تاب، همچین ملتمسانه به اونیکه سوار تاب بود نگاه میکردیم، که دلش بسوزه پیاده شه ما سوار شیم، بعدش که نوبت خودمون میشد، دیگه عمرا پیاده می شدیم!

 شما یادتون میاد؟، وقتی مشق مینوشتیم پاک کن رو تو دستمون نگه میداشتیم، بعد عرق میکرد، بعد که میخواستیم پاک کنیم چرب و سیاه میشد و جاش میموند، دیگه هر کار میکردیم نمیرفت، آخر سر مجبور میشدیم سر پاک کن آب دهن بمالیم، بعد تا میخواستیم خوشحال بشیم که تمیز شد، میدیدیم دفترمون رو سوراخ کرده!

 شما یادتون میاد؟، اون قدیما هر روزی که ورزش داشتیم با لباس ورزشی می رفتیم مدرسه.

 شما یادتون میاد؟، صفحه چپ دفتر مشق رو بیشتر دوست داشتیم، به خاطر اینکه برگه های سمت راست پشتشون نوشته شده بود، ولی سمت چپی ها نو بود!

 شما یادتون میاد؟، برای درس علوم لوبیا لای دستمال سبز میکردیم و میبردیم سر کلاس پز میدادیم!

 شما یادتون میاد؟، با آب قند اشباع شده و یک نخ، نبات درست میکردیم میبردیم مدرسه!

 شما یادتون میاد؟: دفتر پرورشی با اون نقاشی ها و تزئینات!

  شما یادتون میاد؟ افسانه توشی شان رو!!

 شما یادتون میاد؟: چی شده ای باغ امید، کارت به اینجا کشید؟؟ دیدم اجاق خاموشه، کتری چایی روشه، تا کبریتو کشیدم، دیگه هیچی ندیدم!

 شما یادتون میاد؟: زندگی منشوری است در حرکت دوار ، منشوری که پرتو پرشکوه خلقت با رنگهای بدیع و دلفریبش آنرا دوست داشتنی، خیال انگیز و پرشور ساخته است. این مجموعه دریچه ایست به سوی..... (دیری دیری ریییییینگ): داااااستانِ زندگی ی ی ی (تیتراژ سریال هانیکو)

شما یادتون میاد؟، بچه که بودیم به آهنگها و شعرها گوش میدادیم و بعضی ها رو اشتباهی میشنیدیم و نمی فهمیدیم منظورش چیه، بعد همونطوری غلط غولوط حفظ میکردیم!

 شما یادتون میاد؟، خانواده آقای هاشمی رو که میخواستن از نیشابور برن کازرون، تو کتاب تعلیمات اجتماعی!

 شما یادتون میاد؟: دختره اینجا نشسته گریه می کنه زاری میکنه از برای من یکی رو بزن!! یه نفر هم مینشست اون وسط توی دایره، الکی صدای گریه کردن درمیآورد!

شما یادتون میاد؟، همسایه ها تو حیاط جمع می شدن رب گوجه می پختن. بوی گوجه فرنگی پخته شده اشتهابرانگیز بود!

 شما یادتون میاد؟، تو کلاس وقتی درس تموم میشد و وقت اضافه میآوردیم، تا زنگ بخوره این بازی رو میکردیم که یکی از کلاس میرفت بیرون، بعد بچه های تو کلاس یک چیزی رو جابجا میکردند، اونکه وارد میشد، باید تشخیص میداد چی جابجا شده!

 شمایادتون میاد؟، خانم خامنه (مجری برنامه کودک شبکه یک) رو با اون صورت صاف و صدای شمرده شمرده ش!

 شما یادتون میاد؟، یه برنامه بود به اسم بچه هااااا مواظبببببب باشییییییددددد !

شما یادتون میاد؟: بااااااا اجازه ی صابخونه (سر اکبر عبدی از دیوار میومد بالا)!

شما یادتون میاد؟: تو دبستان سر کلاس وقتی گچ تموم میشد، خدا خدا میکردیم معلم به ما بگه بریم از دفتر گچ بیاریم!

 شما یادتون میاد؟، یکی از بازی محبوب بچگیمون کارت جمع کردن بود، با عکس و اسم و مشخصات ماشین یا موتور یا فوتبالیستها، یا ضرب المثل یا چیستان ...

 شما یادتون میاد؟، قدیما تلویزیون که کنترل نداشت، یکی مجبور بود پایین تلویزیون بخوابه با پاش کانالها رو عوض کنه!

  شمایادتون میاد؟: گل گل گل اومد کدوم گل؟ همون که رنگارنگاره برای شاپرکها یه خونه قشنگه. کدوم کدوم شاپرک؟؟ همون که روی بالش خالهای سرخ و زرده، با بالهای قشنگش میره و برمیگرده، میره و برمیگرده.. شاپرك خسته میشه... بالهاشو زود میبنده... روی گلها میشینه... شعر میخونه، میخنده!

 شما یادتون میاد؟: من کارم، مــــــــــَن کارم. بازو و نیرو دارم، هر چیزی رو میسازم، از تنبلی بیزارم، از تنبلی بیزارم. بعد اون یکی میگفت: اسم من، اندیشه ه ه ه ه ه، به کار میگم همیشه، بی کار و بی اندیشه، چیزی درست نمیشه، چیزی درست نمیشه!

شما یادتون میاد؟  تو دبستان زنگ تفریح که تموم می شد مامورای آبخوری دیگه نمی ذاشتن… آب بخوریم

 شما یادتون میاد؟  شبا بیشتر از ساعت ۱۲ تلویزیون برنامه نداشت سر ساعت ۱۲ سرود ملی و پخش می کرد و قطع می شد…. سر زد از افق…مهر خاوران !

 شما یادتون میاد؟  قبل از شروع برنامه یه مجری میومد اولش شعر می خوند بعد هم برنامه ها رو پشت سر هم اعلام می کرد…آخرشم می گفت شما رو به دیدن برنامه ی فلان دعوت می کنم..

 شما یادتون میاد؟  تو نیمکت ها باید سه نفری می نشستیم بعد موقع امتحان نفر وسطی باید میرفت زیر میز.

 شما یادتون میاد؟  سرمونو می گرفتیم جلوی پنکه می گفتیم: آ آ آ آ آ آآآآآ

 شما یادتون میاد؟  ولی نوک مداد قرمزای سوسمار نشانُ که زبون میزدی خوش رنگ تر میشد.

 شما یادتون میاد؟  تو فیلم سازدهنی مرده با دوچرخه توکوچه ها دور میزدو میخوند:دِریااااااا موجه کا کا.. دِریا موجه.

 شما یادتون میاد؟  کاغذ باطله و نون خشکه میدادیم به نمکی ، نمک بهمون میداد بعدش هم نمک ید دار اومد که پیشرفت کرده بود نمک ید دار میداد، تابستونها هم دمپایی پاره میگرفت جوجه های رنگی میداد.

 شما یادتون میاد؟ موقع امتحان باید بین خودمون و نفر بغلی کیف میذاشتیم رو میز که تقلب نکنیم.

 شما یادتون نمیاد؛ جمعه شبا سریال جنگجویان کوهستان رو، فرداش همه تو مدرسه جوگیر بودیم.

 شما یادتون میاد؟  پیک نوروزی که شب عید میدادن دستمون حالمونو تا روز آخر عید میگرفتن !

 شما یادتون میاد؟  اون قایق ها رو که توش نفت میریختیم و با یه تیکه پنبه براش فتیله درست میکردیم و بعد روشنش میکردیم و میگذاشتیمش تو حوض. بعدش هم پت پت صدا میکرد و حرکت میکرد و ما هم کلی خر کیف میشدیم..!!!

 شما یادتون میاد؟  شیشه های همه خونه ها چسب ضربدری داشت.

 شما یادتون میاد؟  زنگ آخر که می شد کیف و کوله رو مینداختیم رو دوشمون و منتظر بودیم زنگ بخوره تا اولین نفری باشیم که از کلاس میدوه بیرون .

 شما یادتون میاد؟  یک مدت از این مداد تراش رو میزی ها مد شده بود هرکی از اونا داشت خیلی با کلاس بود.

 شما یادتون میاد؟  دستمال من زیر درخت آلبالو گم شده سواد داری؟

 شما یادتون میاد؟  ماه رمضون که میشد اگه کسی می گفت من روزه ام بهش میگفتیم: زبونتو در بیار ببینم راست میگی یا نه !

 شما یادتون میاد؟  که کانال های تلویزیون دو تا بیشتر نبود، کانال یک و کانال دو !

 شما یادتون میاد؟  پاک کن های جوهری که یه طرفش قرمز بود یه طرفش آبی بعد با طرف آبیش می خواستیم که خودکارو پاک کنیم، همیشه آخرش یا کاغذ رو پاره می کرد یا سیاه و کثیف می شد !

 شما یادتون میاد؟  سر صف پاهامونو ۱۸۰ درجه باز می کردیم تا واسه رفیق فابریکمون جا بگیریم !

 شما یادتون میاد؟  آن مان نماران، تو تو اسکاچی، آنی مانی کَ. لا. چی !

 شما یادتون میاد؟  گوشه پایین ورقه های دفتر مشقمون، نقاشی می کشیدیم. بعد تند برگ میزدیم میشد انیمیشن

 شما یادتون میاد؟  آرزومون این بود که وقتی از دوستمون می پرسیم درستون کجاست اونا یه درس از ما عقب تر باشن !

 شما یادتون میاد؟  یه زمانی به دوستمون که میرسیدیم دستمون رو دراز میکردیم که مثلا میخوایم دست بدیم، بعد اون واقعا دستش رو دراز میکرد که دست بده بعد ما یهو بصورت ضربتی دستمون رو پس میکشیدیم و میگفتیم: یه بچه ی این قدی ندیدی؟؟ (قد بچه رو با دست نشون میدادیم) و بعد کرکر میخندیدیم که کنفش کردیم !

 شما یادتون میاد؟  با آب و مایع ظرفشویی کف درست میکردیم، تو لوله خالی خودکار بیک فوت میکردیم تا حباب درست بشه !

 شما یادتون میاد؟  انگشتر فیروزه، خدا کنه بسوزه !

 شما یادتون میاد؟  اون موقعها یکی میومد خونه مون و ما خونه نبودیم رو در مینوشتن: آمدیم نبودید!!

 شما یادتون میاد؟  دبستان که بودیم، هر چی میپرسیدن و میموندیم توش، میگفتیم ما تا سر اینجا خوندیم !

 شما یادتون میاد؟  اون مسلسل های پلاستیکی سیاه رو که وقتی ماشه اش رو میکشیدی ترررررررررررررترررررررررر ررر صدا میداد !

 شما یادتون میاد؟  بچه که بودیم می خواستیم بریم حموم باید یک ساعت قبل بخاری تو حموم روشن میکردیم.

 شما یادتون میاد؟  آسیاب بشین میشینم، آسیاب پاشو پامیشم، آسیاب بچرخ میچرخم، آسیاب پاشو،پا نمیشم؛ جوون ننه جون، پا نمیشم؛… جوونه قفل چمدون،پامیشم..آسیاب تند ترش کن، تندتر تندترش کن!

 شما یادتون میاد؟  چرخ فلکی که چرخو فلکش رو میاورد ۴ تا جا بیشتر نداشت و با دست میچرخوندش.

 شما یادتون میاد؟  …تا پلیس میدیدم صدای ضبط ماشین رو کم میکردیم!

 شما یادتون میاد؟  که چه حالی ازت گرفته می شد وقتی تعطیلات عید داشت تموم می شد و یادت می آمد پیک نوروزیت را با اون همه تکالیفی که معلمت بهت داده رو هنوز انجام ندادی واقعا که هنوزم وقتی یادم می یاد گریم می گیره.

 شما یادتون میاد؟  انگشتامونو تو هم کلید میکردیم یکیشونو قایم میکردیم اینو میخوندیم: بر پاااا….بر جاااا…. کی غایبه؟ مرجاااان…دروغ نگو من اینجااام…

 شما یادتون میاد؟  چقدر زجر آور بود شنیدن آهنگ مدرسه ها وا شده اونم صبح اول مهر.

 شما یادتون میاد؟  توی سریال در پناه تو وقتی بابای مریم سیلی آبداری زد به رامین چقدر خوشحال شدیم!

 شما یادتون میاد؟  بازی اسم فامیل. میوه:ریواس. غذا:ریواس پلو…..!

 شما یادتون میاد؟  دبستان که بودیم معلم بهداشت یه ساعتایی می اومد با مدادامون لای موهامونو نگاه می کرد.

 شما یادتون میاد؟  مراد برقی عاشق محبوبه بود، وقتی سریال مراد برقی شروع میشد پرنده تو خیابونها پر نمی‌زد.

 چه شیطونی هایی می کردیم یادش به خیر یاد کودکی…….

و همه بچه های اون موقع….

یاد اون روزا بخیر .....






نوع مطلب : سرگرمی و طنز ، 
برچسب ها :


چهارشنبه 2 تیر 1389 :: نویسنده : فرزاد رحیمی

از فوتبالیست‌های لیگ برتر انگلیس خواسته شده برای دقایقی فوتبال را فراموش کنند و قلم به دست بگیرند...  

وین رونی
 
دیدیه دروگبا
 
 
 
سث فابرگاس
 
استیون جرارد
 
 
 
مایکل اون




نوع مطلب : ورزشی، 
برچسب ها :


یکشنبه 30 خرداد 1389 :: نویسنده : فرزاد رحیمی

نمره نهایی شماره دانشجویی ردیف
 ( 20نمره)
20.0 85150296 1
20.0 85151512 2
20.0 85155195 3
20.0 85157691 4
20.0 85151681 5
19.5 84182002 6
19.5 85153485 7
19.5 84186604 8
19.0 85156589 9
19.0 84184102 10
19.0 85152498 11
19.0 85154984 12
18.5 85154691 13
18.5 84180209 14
18.0 85154188 15
18.0 85153192 16
17.0 85151984 17
17.0 84185808 18
16.0 85150381 19
15.5 85155886 20
15.5 85155299 21
15.0 8613158059 22
15.0 84188006 23
14.5 85153997 24
14.5 84185903 25
14.5 85155687 26
14.0 85157492 27
14.0 85155782 28
10.5 85151094 29
10.5 85158289 30
10.0 85156286 31





نوع مطلب : عمومی، 
برچسب ها :


پنجشنبه 6 خرداد 1389 :: نویسنده : فرزاد رحیمی

http://marshal-modern.ir/Archive/11064.aspx 

http://marshal-modern.ir/Archive/11076.aspx

http://marshal-modern.ir/Archive/11074.aspx

http://marshal-modern.ir/Archive/11096.aspx

http://marshal-modern.ir/Archive/11105.aspx

http://marshal-modern.ir/Archive/11069.aspx

http://marshal-modern.ir/Archive/11067.aspx

http://marshal-modern.ir/Archive/11078.aspx

http://marshal-modern.ir/Archive/11085.aspx

http://marshal-modern.ir/Archive/11077.aspx

http://marshal-modern.ir/Archive/11087.aspx

http://marshal-modern.ir/Archive/11075.aspx

http://marshal-modern.ir/Archive/11100.aspx

http://marshal-modern.ir/Archive/11099.aspx

http://marshal-modern.ir/Archive/11097.aspx

http://marshal-modern.ir/Archive/11095.aspx

http://marshal-modern.ir/Archive/11089.aspx

http://marshal-modern.ir/Archive/11093.aspx

http://marshal-modern.ir/Archive/11088.aspx

http://marshal-modern.ir/Archive/11086.aspx

http://marshal-modern.ir/Archive/11083.aspx

http://marshal-modern.ir/Archive/11082.aspx

http://marshal-modern.ir/Archive/11081.aspx

 





نوع مطلب : عمومی، 
برچسب ها :


چهارشنبه 29 اردیبهشت 1389 :: نویسنده : فرزاد رحیمی


( کل صفحات : 41 )    1   2   3   4   5   6   7   ...